گروه کوهنوردی سرابان نطنز

گروه كوهنوردي سرابان نطنز در زمينه هاي كوهنوردي ، كوه گشت ، كوير نوردي ، غار نوردي و پياده روي فعاليت دارد

شناسایی غار جدید و حادثه غار نوردی

روز سه شنبه مورخ 4/ 11/ 90 آقای محمد رضا وشاق از کوهنوردان و غار نوردان خبره گروه کوهنوردی سرابان نطنز جهت شناسایی و پیمایش غار ی واقع در 40 کیلومتری نطنز (آبادی میلاندر ) بر فراز کوهی به ارتفاع 2250 متر عزیمت نمود . ساعت 17/30 به همنوردان و تیم امداد و نجات کوهستان هلال احمر نطنز خبر داده شد که از وی هیچ اطلاعی نیست و وی در چاهی درون غار سقوط نموده است . پس از بررسی غار توسط تیم امداد نطنز و کمبود امکانات از تیم امداد کوهستان آتش نشانی شاهین شهر در خواست کمک شد و تیم نامبرده ساعت 10 شب به محل حادثه رسیده و با احداث کارگاه داخل غار رفتند . پس از ساعت ها تلاش بی وقفه در حالی که همگان از زنده بودن آقای وشاق نا امید بودند ، امدادگران او را از عمق 65 متری به بیرون  غار منتقل نمودند . همگان پس از این که او بطور معجزه آسایی زنده مانده بود به شکر گذاری مشغول شدند . پس از انتقال وی به پایین کوه توسط آمبولانس هلال احمر نطنز به بیمارستان اعزام و پس از معاینات اولیه مشخص شد که فقط از باحیه مچ دست و زانو دچار آسیب شده است .

گروه کوهنوردی سرابان بر خود لازم می داند از کلیه عزیزان که در این عملیات شرکت داشتند تقدیر و تشکر بعمل آورد .

آقای حسین اصباح ( سرپرست امداد ونجات هلال احمر نطنز )

آقای محمدی و همکارانشان از آتش نشانی شاهین شهر

سروان  محمدی از پاسگاه طرق رود 

آقای عامری از آتش نشانی نطنز

تیم امداد و نجات کوهستان هلال احمر نطنز

و اعضای گروه کوهنوردی سرابان

نویسنده : عباس کوچه فاره : ۱:۱٤ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
Comments نظرات () لینک دائم

کوه چرخه ( دره لا تنوره )

نویسنده : عباس کوچه فاره : ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
Comments نظرات () لینک دائم

کوه خدا

 

کوه خدا در روستای اوره واقع شده ، صعود از جبهه شمالی و شرقی بدون تجهیزات سنگ نوردی غیر ممکن است و تنها مسیر صعود  جبهه جنوبی می باشد که پس از طی مسافتی طولانی در دره ویونگ از طریق یال بید هند صعود آسان تر خواهد بود . ارتفاع قله 3450 متر است .

سال گذشته بدون امکانات موفق به صعود شدیم و ناچار شدیم ( به دلیل زیادی راه )شب را در میان کوه تا صبح کنار آتش بیدار باشیم .

امسال جهت صعود پس از طی 3 ساعت مسیر در دره ویونگ شب مانی کردیم ( مسعود حاجی زاده - عباس کوچه فاره - سعید وشاق و محمد جواد کوچه فاره ) و دوستانی که ساعت 3/5 شب از نطنز حرکت کرده بودند ( سید عباس میرمحمد علی - مرتضی فرخشاد و مجید کوچه فاره ) ساعت 6 صبح به ما ملحق شدند و صعود را آغاز کردیم . از همان ابتدای مسیر به دنبال راه نزدیک تر بودیم ولی صخره های بسیار بلند اجازه فکر کردن به چنین تصمیمی را از ما سلب میکرد . پس از صرف صبحانه  در ساعت 7/30 از دره ای که به یال بید هند می رسید کار اصلی صعود آغاز شد . 

پس از تراورس طولانی ساعت 12 موفق به فتح قله شدیم و پس از استراحت 1 ساعته به پایین حرکت نمودیم و توانستیم یک مسیر جدید که نسبت به سال قبل 3 ساعت نزدیک تر بود را شناسایی نماییم . ساعت 3 پس از صرف ناهار در محل شب مانی به سوی اوره و نطنز حرکت نمودیم .

نویسنده : عباس کوچه فاره : ٦:٢٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩٠/٦/٢٤
Comments نظرات () لینک دائم

صعود به دماوند

قله دماوند بلند ترین قله (5671 متر ) ایران می باشد . جهت  صعود به این قله چهار یال اصلی و شانزده یال فرعی وجود دارد .یکی از متداول ترین مسیر ها مسیر جنوبی نامیده میشود ، که از شهر پلور و آبادی رینه دسترسی به این مسیر امکان پدیر می باشد.

با اتومبیل می توان تا گوسفند سرا که در ارتفاع 3100 متری قرار دارد رفت

چهارشنبه 19 مرداد90 

چهار نفر از اعضا ی گروه در یک برنامه پیش بینی نشده تصمیم گرفتیم که بام ایران را برای بار دوم فتح نماییم به همین منظور 4 صبح از نطنز به سمت شهر پلور حرکت نمودیم

و تا گوسفندسرا را با ماشین رفتیم ولی امسال جاده خرابتر بود 

 

کم کم وسایل رو آماده کردیم و بعد از صرف صبحانه ( البته ناهار باید اسمش رو گذاشت ) به سمت پناهگاه حرکت کردیم بعد از حدود 4 ساعت راهپیمایی به بارگاه سوم در ارتفاع 4200 متری رسیدیم ولی در کمال ناباوری از برف خبری نبود !

شب رو در پناهگاه که البته امسال خلوت تر بود سپری کردیم

20 مرداد 90  ساعت 5  وسایل رو آماده کردیم و ساعت 6:30 از پناهگاه به سمت قله حرکت کردیم در راه فقط حدود 2 یا 3 گروه در حال صعود بودند که ما هم با انرژی و توان بالا پیشرفتیم ولی چون برف نبود نزدیک قله گوگرد خیلی ما رو اذیت کرد

ساعت 14 بود که به قله رسیدیم ولی هوا بسیار نامساعد بود و سریع عکس هامون رو گرفتیم به امید این که دوباره بتوانیم با دوستان قله را فتح نماییم  ، قله را ترک کردیم . پس از 4 ساعت به پناهگاه رسیدیم .

در اینجا جا داره از آقای مرتضی فرخ شاد که مانند سال قبل این برنامه رو ترتیب دادند تشکر فراوان داشته باشم


افراد صعود کننده : مرتضی فرخشاد . سید عباس میر محمد علی . سعید وشاق . محمد جواد کوچه فاره

 

نویسنده : سعید وشاق : ٧:٥٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٠/٦/۱
Comments نظرات () لینک دائم

لیلا اسفندیاری در هیمالیا جان باخت

 

لیلا اسفندیاری کوهنورد ایرانی و اولین زن فاتح قله نانگابارپات در حین بازگشت از قله کاشربورم 2 دچار حادثه شده و جان باخت.

به گزارش خبرگزاری فارس، لیلا اسفندیاری که اوایل تیر ماه سال جاری به منظور صعود به قله 8 هزار و 35 متری کاشربورم 2 راهی پاکستان شده بود پس از یک ماه تلاش امروز جمعه بعد از ظهر موفق به صعود این قله از رشته‌های کوههای هیمالیا شد.

وی هنگام بازگشت از قله دچار حادثه شده و بر اثر سقوط جان باخت.

بر اساس گزارشات تلفنی سایر همنوردان ایرانی و خارجی که همراه لیلا در صعود قله شرکت داشته اند پیکر لیلا پس از 300 متر سقوط در ارتفاع نزدیک به 7700 متری جبهه ی پاکستان در مکانی خارج از مسیرمتوقف می شود.
هم اکنون سایر صعودکنندگان در صحت و سلامت در کمپ سوم مستقر می باشند.
لیلا اسفندیاری پیش از این، با سرپرستی تیمی 6 نفره موفق شده بود قله دشوار نانگاپاربات به ارتفاع 8126 متر را صعود کند و سال گذشته نیز بر قله ی K2، دشوارترین کوه جهان ، تلاشی ستودنی انجام داده بود.

اسفندیاری به عنوان کوهنورد مستقل قله کاشربورم دو را صعود کرد اما در بازگشت دچار حادثه شد.

نویسنده : سعید وشاق : ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩٠/٥/۱
Comments نظرات () لینک دائم

قله کمرسیاه

نویسنده : عباس کوچه فاره : ٧:٠٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٢
Comments نظرات () لینک دائم

امداد ونجات کوهستان

نویسنده : عباس کوچه فاره : ٥:٢٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٠/٢/٢٠
Comments نظرات () لینک دائم

قله کرکس از مسیر طامه

نویسنده : عباس کوچه فاره : ٥:٢٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٠/٢/٢٠
Comments نظرات () لینک دائم

کوهنوردی به روستای وش و ادامه مسیر تا ابیانه

در میان کوه های سربلند

یک دِه بی دغدغه بی قید وبند

برقرار و استوار و پایدار

ساکت و آرام و خالی از گزند

نام او (( وش )) ، روزگارش سادگی

جنس خوب ساکنینش مثل قند

اهل آنجا ساده و با معرفت

با تو می گویند بر دنیا بخند

(( وش )) تمام نقطه هایش با خداست

کوه تا کوه ، درّه درّه ، بند بند

 

سفرنامه ی وش به ابیانه

صبح جمعه ساعت5:30 دقیقه قرار آغاز برنامه است. از نطنز با مینی بوس حرکت می کنیم و ساعت 6:30 به روستای تتماج ( از توابع کاشان ) می رسیم .

در حدود 6-5 کیلومتری جاده خاکی را بعد از تتماج به سوی ابتدای مسیر وش می رویم.به محلی می رسیم که دیگر هیچ وسیله ی نقلیه ای توانایی طی ادامه مسیر را ندارد.

هوای بسیار عالی و خنک صبحگاهی مستمان می کند. اینجا شروع کوهپیمایی به سمت وش است.آماده ی  حرکت می شویم  کوله بر دوش ، عصای کوهنوردی در دست و قبراق و سرحال.

یازده نفر هستیم.اعضای گروه به آرامی حرکت می کنند و باهم گپ می زنند.مسیر نرم و روان با شیبی کم و ملایم است.یکی پس از دیگری کوهها را پشت سر می گذاریم و از قیل و قال دنیای امروزی دورتر و دورتر می شویم. تقریبا یک ساعت و نیم که راه می پیماییم به آبگاهی می رسیم و پس از مدت  کوتاهی به امامزاده ی اول می رسیم  به نام هفتاد و دو اولیاء  که قبرهای خیلی قدیمی و تعداد اندکی جدید آنرا محاصره کرده اند. یک نشانه کشف می کنیم : در روی سنگ قبرهای مردان یک طرف یک نقش دایره و یک طرف نقش شانه ی سر ولی برای زنان در دوطرف دو دایره حکاکی شده اند چرایش را نمی دانیم.از کنارشان با ذکر فاتحه ای می گذریم وارد منطقه ای می شویم که  ده پانزده اتاق قدیمی و خشتی با تجهیزات اندک و البته برق شهر و آب آشامیدنی انتظارمان را می شکد.پیرمردی از اهالی وش صاحب این اتاقهاست و آنها را به خستگان راه اجاره می دهد تا شبی را بیتوته کنند. در واقع هتل بین راهی وش است از جنس روستایی اش.جالب است اینجا چند توالت عمومی دارد ولی خیلی از شهرهای بزرگ و پیشرفته؟؟؟

یک قضیه ی اعجاب برانگیز : اینجا تراکتور هم هست ؟ مگر می شود.می دانید چگونه این کار را انجام داده اند؟ تراکتور را قطعه قطعه کرده اند و هر کسی یک قطعه را تا هتل !!! برده و آنجا قطعات تراکتور را روی هم سوار کرده اند.حاشا به همتشان.

آبی می نوشیم و استراحتی مختصر و حرکت به سوی امامزاده ی دوم یا همان کعبه کوچک ... !

شیبی بسیار تند بطول 300 متر فاصله ی ما تا هفتاد و دو اولیاء است.پس از رسیدن به آنجا زیارتی می کنیم و عکسی به یادگار و حرکت به سمت دیار سادگی : وش...!

سرازیری تندی را می کوبیم و به ابتدای وش می رسیم.در کوچه ی اصلی که پا می گذاریم حسی عجیب تمام وجود آ دم را فرامی گیرد. اینجا خبری از تمدن دست و پاگیر امروزی نیست ...اینجا حتی برق ، آب لوله کشی ، گاز ، مبلهای فلان مدل ، لباسهای جین ، موهای فشن ، کارت شارژ موبایل ، قبض تلفن ، چک برگشت خورده ، زیرآب زدنهای معروف ، ماشین های مدل بالا ، ویلا و استخرو ... و ... و در یک کلام دردسرهای زندگی امروزی خبری نیست که نیست و فقط چیزهایی که هست سادگی و صداقت وپاکی است.اینجا فقط جا پای خداست که دیده می شود.انگار خدا همیشه در کوچه های وش در حال قدم زدن است. ای کاش می شد اندک مدتی اینجا زندگی کرد کاش...!

از پیرزنی دوست داشتنی سراغ آقای عزیزا... رمضانی ــ یکی از اهالی فعال وش که اکنون ساکن نطنز می باشد ــ  را می گیریم. خوش و بشی می کنیم از روستا می پرسیم که می گوید در این فصل فقط 26 نفر زندگی می کنند.دقت کردید فقط 26 نفر !!!!!

از ایشان آدرس دقیق ادامه مسیر را می پرسیم.آخر مگر نمی دانید مقصد ما  روستای تاریخی ابیانه است!!!ایشان هم با وسواس بسیار بر روی کاغذ نقشه را ترسیم میکند گویی نشانی گنج می دهد.

باز هم ادامه ی مسیر کمی که از باغهای وش می گذریم با نهر آبی روان و زلال و خنک می رسیم.استراحتی اساسی با صبحانه ای کامل در فضایی مطبوع که کمتر جایی یافت می شود.

ساعت 10 :45 به راه می افتیم.کم کم از باغها می گذریم خانه هایی ویلایی درون باغ وسوه ی مان می کنند به داخل برویم. چشم ...! وارد یکی از آنها می شویم البته بگویم تمام این خانه باغها اکنون دیگر خالی از سکنه شده اند. دو طبقه است با تراس و هال و تنور و ابزاری بسیار کهنه و فرسوده. ایوان به حیاط را با چند پله ی سنگی که در دیوار فرو رفته اند جدا کرده اند. چه مهندسی پیشرفته ای!!

به اجبار زود براه می افتیم. کم کم باغها به اتمام می رسندو رودخانه ای البته خشک بدلیل کمبود بارندگی ، زیر پایمان گذرانده می شود.طبق نقشه ی آقای رمضانی به بن بستی از جنس کوه می رسیم.به سمت چپ متمایل می شویم.صعودی مختصر می کنیم به محوطه ای پوشیده از درختان سپیدار می رسیم که ما آن را سپیداران می نامیم. اندک خوراکی می خوریم و نفسی چاق. صعود سختی را شروع می کنیم دوساعتی که صعود می کنیم به خط الرأس کوه می رسیم . اینجا پایان صعود است . ابیانه ی تاریخی و منحصر به فرد و باغهای سبزش چشم نوازی می کنند. سرازیری را با شن اسکی درمی نوردیم یک ساعت بعد به دو سه درخت سپیدار کهنسالی می رسیم . جاییست عالی برای ناهار خوران. غذا را در کنار هم می خوریم و از زیبایی ها و دشواریهای مسیر گذشته می گوییم. چه با صفاست این مکان . به درخواست سرپرست گروه آقای عباس کوچه فاره سرازیری را پی می گیریم.یک ساعت و نیم بعد به انتهای مسیرمان می رسیم . منطقه ی (( تار در )) محوطه ای نرسیده به ابیانه با درختان سر سبز چنار و نهری آب که به استخری بزرگ می ریزد. ولی یک صحنه تمام خستگی مان را در تنمان نگه می دارد انباشت زباله در نقطه نقطه ی اینجا حال آدم را دگرگون می کند. کاش اینگونه نمی شد و ای کاش چاره اندیشیده شود تا شاهد این گونه موارد نباشیم.ما می گوییم اما کو گوش شنوا...!

بماند ساعت 6:30 عصر جمعه برنامه خاتمه می یابد. سوار بر می نی بوس به سوی نطنز حرکت می کنیم.

یادش به خیر.      

مسعود حاجی زاده

نطنز ــ جمعه 16/2/90

 

نویسنده : عباس کوچه فاره : ٤:٥٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٠/٢/٢٠
Comments نظرات () لینک دائم

پیاده روی از پارک سرچشمه تا روستای طامه

نویسنده : عباس کوچه فاره : ٤:٥٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٠/٢/٢٠
Comments نظرات () لینک دائم

← صفحه بعد