مراسم افطاری
به مناسبت میلاد امام حسن مجتبی گروه کوهنوردی سرابان تصمیم گرفت در یک ضیافت ضمن گردهم آوردن اعضا ، از مسئولین شهرستان نیز دعوت نماید تا بیشتر با اعضا ، اهداف برنامه های گذشته و آینده آشنا گردند .
به همین مناسبت جلساتی برگزار شد و اعضا نظرات خود را بیان نمودند . مقرر شد محل گرد همایی پارک سرچشمه و در تاریخ 27 / 6 87 باشد . همه کارها با کمک اعضا انجام شد . از امام جمعه محترم حجه السلام والمسلمین سلیمانی ، جناب آقای صفاری سرپرست فرمانداری ، آقای کمالیان ریاست اداره تربیت بدنی ، آقای سلمانپور ریاست جمعیت هلال احمر شهرستان ، آقای دکتر چاووش زاده ریاست شورای اسلامی شهر و دیگر مسئو لین دعوت بعمل آمد .
مراسم با اذان مغرب و اقامه نماز توسط امام جمعه محترم شروع شد و حضار پس از صرف افطاری به صحبت های سرپرست گروه آقای عباس کوچه فاره گوش فرا دادند . وی ضمن خوش آمد گویی به مسئولین و کوهنوردان سخنانش را با تشریح اهداف گروه ( جذب نوجوانان و جوانان - گسترش ورزش کوهنوردی - امداد ونجات کوهستان - حفظ محیط زیست و کمک به حفظ میراث فرهنگی ) آغاز نمود .
سپس برنامه هایی که گروه در این مدت چند ماه توانسته بود با موفقیت به انجام برساند و برنامه های سه ماهه سوم ( پاییز ) را خدمت حضار عرضه داشت و در پایان از مسئولین و همنوردان به خاطر شرکت در این مراسم تقدیر و تشکر بعمل آمد .
در ادامه مراسم آقای صفاری سرپرست فرمانداری سخنانی در باب ماه مبارک رمضان و نزول قران و ورزش کوهنوردی ایراد نمودند .
در پایان مراسم کارت های عضویت اعضا در اختیار آنان قرار گرفت .



برنامه سه ماهه سوم 1387
برنامه سه ماهه سوم 1387
|
تاریخ |
محل فعالیت |
نوع فعالیت |
زمان |
ویژه |
|
12/7/87 |
قله توچال |
کوهنوردی |
یک روز |
برادران خواهران |
|
19/7/87 |
روستای مراوند غار پریان |
کوه گشت و غار نوردی |
یک روز |
خانوادگی |
|
26/7/87 |
سرابان طامه |
کوه گشت |
یک روز |
برادران خواهران |
|
3/8/87 |
آموزش کوهنوردی
|
سه روز |
برادران |
|
|
10/8/87 |
کمر سیاه |
کوهنوردی |
یک روز |
برادران |
|
17/8/87 |
کوه چرخه |
کوهنوردی |
یک روز |
خواهران |
|
24/8/87 |
غار کلهرود |
غار نوردی |
یک روز |
برادران |
|
1/9/87 |
دارهند |
کوهنوردی |
یک روز |
برادران خواهران |
|
8/9/87 |
قلعه وشاق |
کوهنوردی |
یک روز |
برادران |
|
15/9/87 |
سرتخت |
کوهنوردی |
یک روز |
خواهران |
|
29/9/87 |
کویر مرنجاب |
کویر نوردی |
یک روز |
برادران خواهران |
جهت شرکت در برنامه های فوق داشتن بیمه ورزشی الزامیست
صعود شبانه به قله کرکس
آ خرین برنامه تابستانی گروه که مقارن شده بود با ماه مبارک رمضان ، صعود شبانه به قله کرکس است .
قرار است شروع برنامه ساعت 30/18 روز پنج شنبه 21/6/87 باشد .
ظهر پنج شنبه هوا بارانی ، آسمان ابری همراه با باد شدید ، قطرات باران زمین را خیس کرده و بر طراوت هوا افزوده است برخی افراد جهت صعود دچار تردید می شوند ولی برنامه تعطیل نمی شود . ساعت 30/18 سوار بر مینی بوس می شویم علاوه بر 15 نفر از آقایان 6 نفر از کمیته بانوان در این صعود ما را همراهی می کنند . از مجموع این افراد 10 نفر برای اولین بار پای در کوه کرکس می گذارند و این مسئولیت ما را دو چندان می کند . مینی بوس به همراه وانت پس از عبور از روستای طار به سوی لیاسن حرکت می کند . ساعت 40/19 است مقدار ی راه تا لیاسن مانده است در کنار نور مینی بوس و در سکوت کوهستان سفره های افطار را می گسترانیم تا یکبار در کنار آرامش و صلابت کوهستان روزه خود را گشوده باشیم . پس از صرف افطار به سمت لیاسن حرکت می کنیم . ساعت 30/21 در حالی که مهتاب سایه به سایه در کنار ما هست در یک صف منظم به سوی پناهگاه به راه می افتیم پس از دو بار توقف و استراحت ساعت 30/22 به پناهگاه رسیده و مشغول اقامه نماز می شویم . همه اتاق ها شلوغ است آقای حوض ماهی مسئول پناهگاه لطف کرده و اتاقی جهت استراحت بانوان گروه در اختیار آنان قرار می دهد . پنج نفر جهت صعود به قله اعلام آمادگی می نمایند ساعت 23 است پس از برداشتن کوله های خود به سمت قله به راه می افتیم پس از طی مسیری گروهی از خمینی شهر را مشاهده می نمائیم که در حال پایین آمدن از قله هستند پس از هوش و بشی با انان به مسیر خود ادامه می دهیم . هوا کم کم سرد می شود ساعت یک نیمه شب را نشان می دهد که به بلندای قله کرکس می رسیم ، این جا حال و هوای دیگریست و در سکوت کوهستان به تماشای روستا ها وشهر های اطراف می پردازیم که نور چراغ ها از دور سو سو می زنند .
پس از توقفی کوتاه راه باز گشت پیش می گیریم و از مسیر شن اسکی به سمت پناهگاه به راه می افتیم . سریع پایین آمده و پس از استراحتی به اتفاق بقیه دوستان ، پناهگاه را ترک می نماییم . ساعت 3 نیمه شب کنار مینی بوس می رسیم مهتاب رخ خود را در پس صخره های سر به فلک کشیده پنهان نموده و به ستارگان زیبای کهکشان اجازه خود نمایی می دهد ، به تماشای آسمان زیبا می نشینیم در سیاهی مطلق شب ستاره های کوچک با نور های ضعیف خود مار ار به یاد خالق این همه زیبایی می اندازد .
سوار بر مینی بوس شده تا بار دیگر خاطرات زیبای در کنار هم بودن را تجربه نمائیم . مینی بوس پس از طی جاده های خاکی و پر پیچ و خم بالاخره ساعت 45/4 صبح به نطنز رسیده تا اعضای گروه بتوانند سحر را در کنار خانواده هایشان باشند .
به این ترتیب برنامه های تابستان گروه با یک دنیا خاطره ، سختی ، لذت و موفقیت به پایان می رسد .

کوهنوردی
کوهنوردی یک روش زندگی است. روشی که در آن یک سیب بین همه اعضاء گروه تقسیم می شود.روشی که در آن قوی ترین عضو گروه به پای ضعیف ترین راه می رود. راهی که رقابت ندارد که به رهروانش حقوق نمی دهند و ایشان را نیازی به سوت وکف مشوقان درقله نیست.ناجی بی منت یکدیگرند.گروه می سازنند تا دل جوانان به سنگ بند کنند تا به ننگ بند نشود .مزدشان معراج روح است و تشویقشان نوازش باد. قانونشان عشق است و قانون گذارشان معشوق.
عشق به طبیعت، عشق به زندگی است و زندگی تجلی عشق است و مرگ آنجاست که عشق نیست.کوهنوردی عشق به طبیعت است و عشق به طبیعت، ورزش ما نیست، باور ماست، زندگی ماست. به راستی که کوهنوردی فقط ورزش نیست، کوهنوردی یک روش زندگی است.
قله الوند همدان
گزارش سفر گروه کوهنوردی سرابان نطنز
به استان همدان و
صعود به قله 3580 متری الوند
این سفر هم طبق برنامه سه ماهه گروه با هماهنگی های آقایان عباس کوچه فاره ( سرپرست) و سیدجعفر مرتضوی ( روابط عمومی ) آغاز شد.
محل تجمع افراد مقابل دفتر گروه بود.کلیه افراد تا ساعت 4:30 صبح پنجشنبه آماده و با نشاط و مجهز در محل تجمع حاضر شدند. سوار بر مینی بوس آقای رشید خدایاری ساعت 4:50 دقیقه نطنز را ترک می کنیم. هر چه پیشتر می رویم هوا روشنتر می شود . به نزدیکی قم که می رسیم خورشیدی زیبا و بزرگ به رنگ خون دل عاشقان دیدار به ما سلام می کند.
پس از حدود 5 ساعت به و ورود به استان همدان راهی علی صدر می شویم. ساعت 12 به محوطه غار علی صدر می رسیم. غار علی صدر بزرگترین غار آبی جهان است که در سال 1352 توسط تعدادی کوهنورد همدانی دهانه اش وسیع تر می شود. فاصله غار تا شهر همدان 70 کیلومتر است.
به تعداد نفرات بلیط تهیه می شود. نوبت ما حدود دو ساعت و نیم دیگر است ولی این زمان با صحبتی که با مسئول مربوطه کردیم این تاخیر به یکساعت کاهش پیدا کرد.
تا زمان بازدید از غار برسد گشتی در بازارچه می زنیم .چه سوغاتی های زیبای دارند: دم پایی های دست دوز ، کیف و سبد و ظروف حصیری ، گردن بندهای فانتزی ، گلدانهای سفالی که با نقوش کامپیوتری جلوه خاصی یافته اند.
زمان به سرعت سپری می شود و نوبت ما می رسد . به ترتیب وارد غار می شویم. ازدحام جمعیت کمی سرعتمان را کند می کند. ولی از لحظه ورود شور و شوق مبهمی وجودمان را گرفته است. دالان طویلی که با نور پردازی روشن شده است و صندلی هایی که در دو طرف دالان قرار دارند مارا به جلوتر دعوت می کنند. پس از طی مسیری در حدود 200 متر درون غار ، به محلی می رسیم که جریان آب شروع می شود.هر چهار نفر درون یک قایق سوار می شویم که البته هر سه قایق هم به هم متصل شده اند.متصدی قایق ها از ما می خواهد کسی برای پا زدن کمکش کند که در اینجا آقای امیر حسن کوچه فاره داوطلب می شود.
پس از مسقر شدن در قایق ها غار نوردی آغاز می شود.در طول مسیر متصدی قایقها مناظق و مناظر متنوع غار را معرفی می کند: دالانهای تو در تو و به نامهای مختلف: آزادی و ...
که درون هر دالان هم مجسمه های گوناگون شکل گرفته اند : کبوتر آزادی ، مار آزادی ، قایق وارونه ، پنجه عقاب.
آب سردی جریان دارد به سرمای زمستانهای نطنز و به زلالی اشک چشمان هر انسان آزاده !
با شوق زایدالوصفی به پیمودن غار ادامه می دهیم تا اینکه به تالاری می رسیم که اینجا بلندترین ارتفاع و عمیق ترین عمق آب را دارد : ارتفاع از سطح آب تا سقف16 متر و عمق آب 14 متر !
به شدت مجذوب شگفتی های غار می شویم تا اینکه با صدای متصدی قایق ها به خودمان می آئیم که از حضورمان تشکر می کند و این یعنی پایان غارنوردی ما !
به سرعت سوار بر مینی بوس می شویم چون تا حدودی از برنامه پیش بینی شده عقب هستیم. رو سوی همدان می تازیم: همدان 75 کیلومتر .
وارد همدان می شویم. شهری سرسبز و زیبا گرچه امسال آبسال نیست ولی اینجا سبزی همه جا به چشم می خورد. در یک کلام آب و هوایش کمی از نطنز خنکتر است.
خوابگاه را پیدا می کنیم و پس از صرف ناهار در چادرهایی که از قبل رزرو شده اند مستقر می شویم.پس از استراحتی کوتاه و نماز ، به قصد بازدید اماکن دیدنی همدان حرکت می کنیم که متاسفانه به دلیل کمبود گازوئیل در سطح شهر مجبور به تغییر اندکی در برنامه می شویم.
با مینی بوس دیگری به سوی آرامگاه بوعلی سینا ، پدر طب ایران و جهان حرکت می کنیم.به آرامگاه که می رسیم حسی نا شناخته دارم. چیزی شبیه دلتنگی. نمی دانم چرا؟
پس از خواندن فاتحه بر مزار این مرد بزرگ و گشتی کوتاه و گرفتن چند عکس و فیلم یادبود، این مکان معنوی را ترک می کنیم .
شام را می خوریم و بعد از تهیه صبحانه و ضروریات کوه و آب معدنی برای صعود ، عازم خوابگاه می شویم و صبحانه بین افراد تقسیم می شود.صحبتهای نهایی انجام می شود .افراد در سه چادر پخش می شوند. قرار بیداری ساعت 4 صبح و صعود 4:30 تعیین می گردد.و در نهایت سر بر بالین آرامش می نهیم تا صبح دولتمان بدمد ... !
صبح با پلک بر هم زدنی از را می رسد : خنک و آرام و مبهم .
به سرعت چای مهیا می شود و با خوردن چند عدد خرما که برای صعود اولیه مفید است ، کوله ها را بر می داریم به سوی گنج نامه حرکت می کنیم.پس از 20 دقیقه به گنج نامه می رسیم.این مکان ابتدای صعود است.هواخنک است و تاریک . هنوز ستاره ها عشوه پراکنی می کنند.بی خبر از لحظه ای بعد که خورشید چه با نور افشانی شان می کند...
به هرکدام از نفرات گروه شماره ای اختصاص می یابد که آقای امیرحسن کوچه فاره پیشرو و مسعود حاجی زاده انتهای گروه قرار می گیرند.اکنون صعود آغاز می شود.آرام و با گامهای کوتاه با سرعتی متوسط به راه می افتیم. مسیر ابتدایی ماشین رو است با شبی 40 تا 45 درجه که برخی جاها تندتر می شود.یکساعت بعد زمانی که خورشید سرخ به رویمان چشم می گشاید جان پناه از دور نمایان می شود.کمی پایین تر از جان پناه نهر آبی زیبا با آبشاری کوچک زیبایی های منطقه را دوچندان می کند.موسیقی این صحنه چشم نواز صدای شرشر آبشار است که گوشمان را می نوازد.به جان پناه می رسیم. ارتفاع حدود 2200 متر است. نرسیده به جان پناه پیستهای دست ساز که مربوط به دوچرخه کوهستان است تعجبمان را بر می انگیزد. این شگفتی وقتی بیشتر می شود که چند جوان با دوچرخه هاشان با سرعت از بالا می آیند.
صدای بلندگو که دعای ندبه را پخش می کند خبر از سرزندگی و معنویت در دل کوه می دهد.جان پناه در محوطه ای باز و کم شیب با زمینی پوشیده از مخمل سبزه ساخته شده است.کمی آن طرفتر گله های گوسفند و گاو با چادرهای عشایر ما را یاد لطافت دهات می اندازد. کوهنوردان پر از نشاط و انرژی ، شلوغ و شوخ، با محبت و معرفت به دیگران خسته نباشید می گویند و خستگی اندک از تنشان می زدایند.ساعت 7 صبح را نشان می دهد.بساط صبحانه چیده می شود.با آب جوشی که دوستان مان در پایگاه امداد کوهستان هلال احمر میهمانمان کرده اند چای تهیه می شود.در مدت 30 دقیقه هم صرف صبحانه صورت می گیرد هم بازیابی انرژی انجام می شود.قرار ادامه حرکت و صعود دسته جمعی به قله ساعت 8:15 دقیقه است.کوله ها بر دوش و به همان نظم و ترتیب راهمان ادامه می یابد.از اینجا تا جان پناه دوم حدود 500 متی بیش نیست.بدون توقف از کنارش عبور می کنیم.نویدبخش صعودمان دل گرمی دیگر کوهنوردان است. سه ساعت که کوهپیمایی می کنیم ، قله رخ می نماید و با ناز و کرشمه هایش دل از هر کوهنوردی می رباید.اینجا شوری مهار ناشدنی گروه را دربرمی گیرد .اگر بخواهیم طبق مسیر مشخص شده حرکت کنیم دو ساعتی راه داریم تا قله. ولی به پیشنهاد سرپرست آقای امیرحسن کوچه فاره راه را میانبر می زنیم و به اصطلاح مسیر را قیچی می کنیم. هر چه باشد گروه ما باید همیشه متفاوت باشد.فاصله دو ساعته تا قله را نیم ساعته می پیماییم.از 100 متری قله گروهی را می بینیم که در اوج قله به دف نوازی مشغولند و خستگی از تن خود و دیگران به در می کنند. باز هم به بالاتر می رویم ساعت یازده صبح را نشان می دهد:
اینجاست اوج الوند، بلندترین نقطه استان همدان. اینجا که بایستی تمام استان زیبای همدان زیر پایت است.حسی غریب و گنگ هوش از سرم می برد. اینجا هیچ آلایشی مزاحم نزدیکی من و خدای دوست داشتنی من نیست. اینجا خدا را جوری دیگر می توان لمس کرد و در آغوشش آرام گرفت. بار پروردگارا ما را دریاب !
پس از رفع خستگی و تهیه عکس و فیلم ، مسیر بازگشت را در پی می گیریم. ساعتی که به سمت پایین می آییم به حوضچه آبی می رسیم که باریکه ای آب جریان دارد. نامش حوض نبی است.
بازهم به سرعتی متوسط پایین می آییم.از قله تا جان پناه را یکساعت و نیم می پیماییم.استراحتی 20 دقیقه ای می کنیم.به سراغ گرفتن حکم صعود می رویم.آدرس و هزینه اش را می دهیم.تا هفته آینده وعده رسیدن احکام را می دهند. اینجا مسیر چهر هاش تغییر می کند. مسیر ماشین رو است و شیب کمتری دارد.گروه در کنار هم ساعت 2:15 شروع به پایین رفتن می کند.گنج نامه را می توان از بالا دید. سر سبزو پیچ در پیچ .گام به گام نزدیکتر و بزرگتر می شود.ساعت 3:30 دقیقه بعد از ظهر به پاین مسیر صعود می رسیم.
سوار بر مینی بوس گرچه خسته ولی با نشاطی براه می افتیم که اگر می خواهید این نشاط را درک کنید باید خو از نزدیک ببینیدش.ساعت 5 بعد از ظهر از همدان خارج می شویم و فقط خاطرات سبزش را با خود می آوریم. لازم است یادآوری کنم که در طول سفر دو روزه تماس های پی در پی و متصل دوستان مان از نطنز که مارا حمایت روانی می کردند ، به یادمان می آورد که در دنیا گوهری ارزشمندتر از دوست خوب نیست.بچه های اصلی گروه به دلیل اینکه سه روز قبل صعودی افتخار آمیز به قله رفیع دماوند داشتند نتوانستند ما را همراهی کنند. جای همه شان نزد ما در تمام لحظات سفر خالی بود.
مینی بوس به سرعت مسیر را کوتاهتر و کوتاهتر می کند: ملایر ، اراک ، قم ، کاشان و بالاخره نطنز . ساعت 1:15 صبح شنبه 9/6/1387 پایان سفر به یادماندنی به استان همدان.
نفرات شرکت کننده در این برنامه :
آقایان :
سیدعباس میرمحمدعلی محمدرضا وشاق حسین وشاق
حاج محمد وشاق سعید وشاق کامران کنزی
مهران یاسری حسین خدایاری مسعود حاجی زاده
امیرحسن کوچه فاره
خانم ها :
آمنه وشاق زهرا مزرعتی ریحانه حقیقی
و با تشکر از راننده مینی بوس :
آقای رشید خدایاری .



صعود به قله 5671 متری دماوند

گزارش صعود گروه کوهنوردی هلال احمر سرابان نطنز به قله 5671 متری دماوند
روز شنبه 2/ 6 /87 ساعت یک ظهر با به صدا آمدن زنگ تلفن آقای اصباح مسئول امداد و نجات جمعیت هلال احمر نطنز خبر دلنشینی برای گروه داشت « چهار نفر از اعضای گروه به نمایندگی از استان اصفهان باید در ششمین صعود به قله دماوند ساعت 6 صبح فردا به سمت منطقه پلور در استان مازندران حرکت کنید » به سرعت اعضای گروه آقایان ، عباس کوچه فاره ( سرپرست ) ، محمد رضا عجم ، سعید فلاح و علی اکبر کوچه فاره جهت شرکت در صعود معرفی شدند .
یک شنبه 3/6/87
ساعت 30/6 صبح با یک دستگاه نیسان پیکاپ به رانند گی آقای نعمت الله تونتابی از هلال احمر نطنز به سمت استان مازندران حرکت می کنیم شور و شوق وصف ناشدنی بین افرد گروه حکم فرماست . هیچ اطلاعی از محل صعود ، زمان و شیوه صعود نداریم . ساعت یک ظهر به منطقه زیبای پلور واقع در جاده هراز می رسیم .
از اینجا قله زیبای دماوند محکم و استوار برابرمان رخ می نماید در این موقع از سال یک چهارم انتهای قله پوشیده از ابر است نماز می خوانیم و بعد از صرف ناهار به سراغ ستاد ششمین دوره صعود امدادگران کوهستان می رویم . حاج آقا جعفرزاده مسئول ستاد ، زمان پذیرش گروه ها را ساعت 5 بعد از ظهر اعلام می نماید .
پس از استراحتی کوتاه به محل ستاد مراجعه می نمائیم و مدارک خود را ارائه می دهیم و وسایلمان توسط کارشناسان صعود بازدید می شود . نسبت به دیگر گروه ها لوازم مجهزی در اختیار نداریم .
پس از طی مراحل قانونی جواز صعود برایمان صادر می شود و بعد از صرف شام ساعت 10 شب با وسلیل نقلیه به سمت بارگاه دوم ( گوسفند سرای احسانی ) در ارتفاع 3100 متری حرکت می کنیم و در چادر هایی که از قبل برایمان بر پا شده اسکان میابیم و زمان افتتاحیه مراسم ساعت 10 صبح اعلام می شود . داخل کیسه های خواب می شویم تا از گزند سرما در امان باشیم تا بتوانیم صعود راحتی داشته باشیم .
دوشنبه 4/6/87
صبح زود از خواب بیدار شده و پس از اقامه نماز در مسجد صاحب الزمان وسایلی که جهت صعود نیاز داریم را داخل کوله ها گذاشته و سرپرست گروه به همراه سرپرستان دیگر استان ها جهت هماهنگی به چادر ستاد میرویم . آقای جعفر زاده مسئول ستاد اولین سخنران بود که ضمن خوش آمد گویی به سرپرستان یاد آوری نمود که : صعود همه سرپرستان الزامی است ، سرپرستان مسئول افراد تحت نظر خود هستند سپس آقای رجایی رئیس هیئت کوهنوردی آمل نکاتی در باب چگونگی مسیر صعود ارائه نمود .
ساعت 30/10 صبح پس از مراسم افتتاحیه با توکل به خدا بارگاه دوم را به سمت بارگاه سوم در ارتفاع 4200 متری ترک می کنیم . هوا ی عالی و خوب کوهستان نوید یک صعود دلنشین را می دهد . گروه 115 نفری امداد ونجات کوهستان از مسیر پایکوب شروع به حرکت می کند جلودار گروه پیرمردی 74 ساله است که طی این 4 ماه 9 بار موفق به فتح قله دماوند شده است همراه گروه تعدادی پزشک نیز هستند تا از افراد مراقبت نمایند همچنین 10 نفر از اعضای هیئت کوهنوردی آمل مجهز به بی سیم در بین کوهنوردان آرامش خاصی به گروه می بخشد . گروه در طول مسیر 3 بار و هر بار به مدت 10 دقیقه به استراحت می پردازد قله کم کم در بین ابرها نقاب بر خود می کشد بسان معشوقی که رخ از عشاق خود پنهان می کند.
با نمایان شدن بارگاه سوم بارش تگرگ آغاز می شود ، افراد به سرعت داخل پناهگاه کوچک می شوند وبرخی مانند گروه ما چادر بر پا می نمایند . بارش برف شور و شوق خاصی بوجود می آورد . همراهی باد با برف این شور وشوق را به نگرانی مبدل می سازد و افراد را مجبور میکند داخل چادر ها شوند تا از خیس شدن و سرما خوردن در امان باشند .
پس از غروب آفتاب و صرف شام کارشناسان صعود زمان حرکت به سمت قله را منوط به وضعیت جوی می دانند ، آخرین توصیه ها توسط ایشان به سرپرستان می شود و اسامی داوطلبان صعود توسط سرپرستان به کارشناسان داده می شود . هیچ یک از افراد گروه چهار نفره ما حاضر به ماندن در بارگاه سوم نمی شوند و همگی مشتاقند تا در این صعود شرکت نمایند . چهار نفری داخل یک چادر کوچک در ابعاد 60/1 * 60/1 می شویم . باد، دانه های برف را چون تازیانه ای بر دیواره های چادر می کوبد ولی ما به امید یک روز آفتابی و خوب در میان کولاک و برف و سرما درون کیسه های خواب رفته ور به خواب می رویم .
سه شنبه 5/6/87
روز موعود فرا می رسد . امروز مهمترین روز ما در دوران کوهنوردی می باشد ، صعود به بام ایران زمین ، صعود به زیباترین قله وبلندترین قله مخروطی شکل جهان .
قرار بود ساعت 3 نیمه شب کیسه های خواب گرممان را جهت صعود به قله ترک می کنیم ولی وضعیت بد جوی این اجازه را نداد تا این که ساعت 5 صبح نوای حرکت به سوی قله به صدا درآمد هوا تاریک بود و به کمک نور هد لایت هایمان چهار نفری پشت سر هم همراه گروه ارتفاع 4200 متری را به امید فتح قله ترک می گوییم .
پس از طی مسیری نرسیده به آبشار یخی به استراحت می پردازیم هوا کم کم روشن می شود و سیاهی شب جای خود را به سپیدی روز می دهد . طلوع خورشید از این ارتفاع بسیار دیدنی و لذت بخش است که هر بیننده ای را به یاد بزرگی عظمت خداوند می اندازد . در این میان به یاد شعر زیبای استاد بهاردر مورد دماوند می افتم :
ای کوه سپید پای در بند ای گنبد گیتی ای دماوند ....
ساعت 45/8 است که از مقابل آبشار یخی که در فاصله ای 150 متری غرب ما واقع است می گذریم کم کم هوا ابری شده و مه تمام اطرافمان را می پوشاند عده ای به سمت بارگاه سوم باز می گردند کارشناسان و راهنمایان صعودمراقبت بیشتری به خرج می دهند . به علت قرار گرفتن در ارتفاع زیاد دچار سردرد و بی اشتهایی می شویم ، حالتی که انتظار ان را داشتیم .
پس از عبور از شیب تند و نفس گیر به دودکش های گوگردی نزدیک می شویم . قبل از رسیدن به دود کش ها استراحتی می کنیم و ماسک های خود را می زنیم . به خاطر دور ماندن از گاز گوگرد بر خلاف جریان باد یعنی از سمت غرب دود کش ها عبور می کنیم و پس از 45 دقیقه سرانجام ساعت 30/11 صبح گروه موفق می شود پای بر مرتفع ترین قله ایران بنهد پس از در آغوش گرفتن یکدیگر سجده شکر به جای آورده و یاد تمامی اعضای گروه که امکان همراهیشان فراهم نبود را گرامی می داریم چرا که ایشان سهم بزرگی در این افتخار دارند .
در این لحظه شعری از شاعر پر آوازه ی ایرانی "حضرت مولانا" به یادم آمد ، که می گوید :
ای دوست قبولم کن و جانم بستان
مستم کن و از هر دو جهـانم بستان
بــا هـر چـه دلـم قرار گـیـرد بـی تـو
آتـش به من انـدر زن و آنـم بستان...
پس از نیم ساعت توقف جلودار مسن ولی سرزنده گروه دستور بازگشت می دهد . قله را به امید این که سال آینده بتوانیم همراه دیگر دوستان صعود نماییم ، ترک می گوئیم . گروه با همان نظم خاص خود قله را به مقصد بارگاه سوم ترک می گوید و پس از سه بار استراحت سرانجام ساعت 30/3 بعد از ظهر در حالی که برف می بارد به بارگاه سوم می رسیم پس از خوردن اندکی ناهار و استراحت ساعت 5 بعد از ظهر به سمت بارگاه دوم به راه می افتیم . دیگر اختیار پاها دست خودمان نیست به تلاش و کوشش فراوان ساعت 30/7 به بارگاه دوم می رسیم که با استقبال گرم مسئولان مواجه می شویم .
پس از استراحتی کوتاه وتعویض لباسها ونوشیدن چای گرم به سمت قرار گاه کوهنوردی پلور به راه می افتیم تا بتوانیم در مراسم اختتامیه شرکت نمائیم .
به قرار گاه پلور می رسیم در این جا هم از ما پذیرایی می شود . یک سالن بزرگ و زیبای سنگ نوردی با 9 اتاق جهت اسکان کوهنوردان ، مراسم با نظم خوبی شروع می شود و مسئولین محلی و کشوری از جمعیت هلال احمر در این مراسم شرکت دارند . گروه موسیقی سنتی نغمه با اجرای زیبای خود خستگی کوه را از تن ها می زداید .
در این مراسم آقای دکتر فلاح ریاست جمعیت هلال احمر شهرستان آمل به گزارش این صعود پرداخت . سپس جناب دکتر اولادی معاونت امداد ونجات جمعیت هلال احمر استان مازندران سخنانی در باب امداد ونجات کوهستان ایراد نمود . حاج آقا ساداتی از جمعیت هلال احمر استان مازندران نیز سخنانی در باب کوه ها در قران و روز قیامت و همچنین تشابه کوهنوردی با استقامت در راه خدا ایراد کردند .ودر انتهای برنامه جناب آقای دکتر پرند معاونت محترم جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران به ایراد سخن در باب هلال احمر و امداد ونجات در کوهستان و اهمیت آن پرداختند . مراسم پس از صرف شام به پایان رسید و صبح روز چهارشنبه 6/6/87 تمامی گروه ها پس از دریافت تندیس بلورین یادواره ششمین صعود امداد گران کوهستان هلال احمر به استان های خود عزیمت نمودند .







دیدار امداد گران گروه کوهنوردی سرابان با آقای صفاری فرماندار نطنز




پس از انجام دو عملیات موفقیت آمیز امدا د ونجات به درخواست آقای سلمانپور ، امداد گران جمعیت هلال و احمر نطنز با جناب آقای صفاری سرپرست فرمانداری نطنز دیداری دوستانه برگزار نمودند . در این دیدار که اعضای گروه کوهنوردی سرابان نطنز نیز حضور داشتند ابتدا آقای سلمانپور ریاست هلال احمر شهرستان گزارشی از هلال احمر و نیروهای امداد ونجات ارائه نمودند سپس آقای رهبری رئیس هیئت کوهنوردی نطنز خاطراتی از امداد های صورت گرفته در کوهستان به سمع حضار رساندند و پس از ایشان آقای عباس کوچه فاره سرپرست گروه کوهنوردی سرابان نطنز به اهداف و برنامه های گروه اشاره نمود ، وی یاداور شد که یکی از مهمترین و اخلاقی ترین اهداف گروه سرابان امداد ونجات کوهستان است و از مسئولان هلال احمر شهرستان درخواست نمود دوره های پیشرفته امداد در کوهستان را برای امداد گران این گروه در نظر بگیرند . سرکار خانم صیادی مسئول کمیته بانوان گروه کوهنوردی سرابان نطنز نیز سخنران بعدی بود که ایشان توجه بیشتر مسئولین به ورزش بانوان مخصوصا در رشته کوهنوردی را خواستار شدند .
در ادامه جلسه آقای صفاری سرپرست محترم فرمانداری ضمن تقدیر و تشکر از امدادگران و ریاست هلال احمر به اهمیت امدادگری از نظر اخلاقی و دینی پرداختند . در پایان جلسه هدایایی به سه تن از امدادگران داده شد .
عملیات جستجو
بسمه تعالی
گزارش عملیات جستجوی امداد و نجات گروه کوهنوردی هلال احمر سرابان نطنز
در ساعت 9:00 صبح روز یک شنبه به تاریخ 20/5/87 طی تماس تلفنی هلال احمر خبر مفقود شدن پسر 8 ساله ای در منطقه ارتفاعات کرکس و روستای اوره به اطلاع امداد گران گروه کوهنوردی هلال احمر سرابان نطنز رسید.
اعضای گروه به سرعت در قالب یک گروه 7 نفره بعد از 20 دقیقه با تجهیزات و امکانات کامل به وسیله آمبولانس جمعیت هلال احمر شهرستان نطنز عازم روستای اوره گردیدند. پسر بچه 8 ساله آخرین بار شب قبل حدود ساعت 8 دیده شده بود و خبر مفقود شدنش به اطلاع کشیک جمعیت هلال احمررسیده و هلال احمر با اعزام اکیپی به محل پس از 5 ساعت متاسفانه موفق به پیدا نمودن فرد مذکور نشده و نهایتأ با اعزام گروه کوهنوردی سرابان رأس ساعت 9:30 دقیقه صبح روز بعد پس از پرسش از افراد محلی و آخرین شاهدانی که فرد مورد نظر را مشاهده نموده بودند منطقه عملیات مشخص و جستجو آغاز گردید .
افراد گروه پس از ورود با تجهیزات و جستجوی 2 حلقه چاه که عمق آنها به بیش از بیست متر میرسید موفق شدند پس از کمتر از 1 ساعت تلاش در حلقه چاه دوم جسد بی جان پسر بچه 8 ساله راپیدا کند .
پس از اتمام عملیات ، جسد برای انجام مراحل قانونی تحویل نیروی انتظامی گردید.
اگر چه پایان این عملیات تلخ و ناگوار بود ولی خدای را شاکریم که یاریمان نمود تا حداقل جسد وی را بیابیم و مرهمی باشیم بر زخم دل داغ دیدگان. خدایش بیامرزد.
افراد شرکت کننده در این عملیات :
١- سید جعفر مرتضوی درچه
2- محمد رضا عجم
3- محمد رضا وشاق
4- مسعود حاجی زاده
5- علی اکبر کوچه فاره
6- امیر حسن کوچه فاره
7-محمد رضا کوچه فاره
عملیات امداد و نجات کوهستان
بسمه تعالی
گزارش عملیات جستجوی امداد و نجات گروه کوهنوردی هلال احمر سرابان نطنز
در تاریخ 17/5/87 ساعت 22 شب طی تماس تلفنی یکی از مسئولین هلال احمر خبر ناپدید شدن شخص کوهنوردی به نام مهدی سبحانی در حوالی کوههای روستای طامه به اطلاع امداد گران گروه کوهنوردی هلال احمر سرابان نطنز رسید.
لازم به ذکر است این خبر توسط دوست همنوردش به نام حامد سبحانی به اطلاع هلال احمر رسیده بود.
اعضای گروه به سرعت از این حادثه مطلع و در قالب یک گروه 6 نفره به وسیله آمبولانس جمعیت هلال احمر شهرستان نطنز عازم روستای طامه گردیدند .
رأس ساعت 22:25 دقیقه شب اعضای گروه به سرپرستی آقای سید جعفر مرتضوی درچه به همراه دو نفر از اهالی روستا و همچنین آقای حامد سبحانی همنورد فرد مفقود شده ، پس از أخذ اطلاعات لازم و هماهنگی با نیروی انتظامی ، ریاست هلال احمر و مسئول امداد و نجات هلال احمر به سوی محل مورد نظر به راه افتادند.
در طول راه پس از بررسی شواهد و پیدا کردن رد پایی که دال بر عبور آقای حامد سبحانی از برخی مسیرها بود ، مسیر حرکت مشخص و صعود به سمت محل مورد نظر به سرعت ادامه پیدا کرد و سرانجام ساعت 23:35 دقیقه شب پس از یک ساعت و ده دقیقه کوهپیمایی فرد مفقود شده در منطقه ای که به اصطلاح محلی به آن آسون بختیار گفته می شود و در نزدیکی محلی به نام چاله باقره که شامل چند دیواره صخره ای و سه حوضچه بزرگ آب است قرار دارد ، فرد مفقود شده پیدا و پس از اینکه پای راست ایشان که مقداری آسیب دیده بود توسط زانوبند بسته شد حرکت به سوی محل استقرار نیروهای پشتیبانی آغاز و در ساعت 00:30 دقیقه بامداد روز جمعه به مکان مورد نظر رسیدیم و با تحویل فرد مذکور به خانواده اش آنها را از نگرانی خارج کرده و خاطره شیرین دیگری را در ذهن افراد گروه حک کردیم .
نکته قابل ذکر سرعت عمل قابل تقدیر گروه است که در این گونه عملیات از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و ثانیه ها ارزشمند می باشد .
اسامی افراد گروه :
1- سید جعفر مرتضوی درچه
2- مسعود حاجی زاده
3- محمد رضا کوچه فاره
4- علی اکبر کوچه فاره
5- محمد جواد کوچه فاره
6- سعید وشاق
7- مسئول هماهنگی نیروها و پشتیبانی گروه : امیر حسن کوچه فاره