گروه کوهنوردی سرابان نطنز

گروه كوهنوردي سرابان نطنز در زمينه هاي كوهنوردي ، كوه گشت ، كوير نوردي ، غار نوردي و پياده روي فعاليت دارد

صعود به قله 5671 متری دماوند

گزارش صعود گروه کوهنوردی هلال احمر سرابان نطنز  به قله 5671 متری دماوند

 

روز شنبه 2/ 6 /87  ساعت یک ظهر با به صدا آمدن زنگ تلفن آقای اصباح مسئول امداد و نجات جمعیت هلال احمر نطنز خبر دلنشینی برای گروه داشت « چهار نفر از اعضای گروه به نمایندگی از استان اصفهان باید در ششمین صعود به قله دماوند ساعت 6 صبح فردا به سمت منطقه پلور در استان مازندران حرکت کنید » به سرعت اعضای گروه آقایان  ، عباس کوچه فاره ( سرپرست ) ، محمد رضا عجم ، سعید فلاح و علی اکبر کوچه فاره جهت شرکت در صعود معرفی شدند .

یک شنبه 3/6/87

ساعت 30/6  صبح  با یک دستگاه نیسان پیکاپ به رانند گی آقای نعمت الله تونتابی از هلال احمر نطنز به سمت استان مازندران حرکت می کنیم شور و شوق وصف ناشدنی بین افرد گروه حکم فرماست . هیچ اطلاعی از محل صعود ، زمان و شیوه صعود نداریم . ساعت یک ظهر به منطقه زیبای پلور واقع در جاده هراز می رسیم .

 از اینجا قله زیبای دماوند محکم و استوار برابرمان رخ می نماید در این موقع از سال یک چهارم انتهای قله پوشیده از ابر است  نماز می خوانیم و بعد از  صرف ناهار به سراغ ستاد ششمین دوره صعود امدادگران کوهستان می رویم . حاج آقا جعفرزاده مسئول ستاد ، زمان پذیرش گروه ها را ساعت 5 بعد از ظهر اعلام می نماید .

پس از استراحتی کوتاه به محل ستاد مراجعه می نمائیم و مدارک خود را ارائه می دهیم و وسایلمان توسط کارشناسان صعود بازدید می شود . نسبت به دیگر گروه ها لوازم مجهزی در اختیار نداریم .

پس از طی مراحل قانونی جواز صعود برایمان صادر می شود و بعد از صرف شام ساعت 10 شب با وسلیل نقلیه به سمت بارگاه دوم ( گوسفند سرای احسانی ) در ارتفاع 3100 متری حرکت می کنیم  و در چادر هایی که از قبل برایمان بر پا شده اسکان میابیم و زمان افتتاحیه مراسم ساعت 10 صبح اعلام می شود . داخل کیسه های خواب می شویم تا از گزند سرما در امان باشیم تا بتوانیم صعود راحتی داشته باشیم .

دوشنبه 4/6/87

صبح زود از خواب بیدار شده و پس از اقامه نماز در مسجد صاحب الزمان وسایلی که جهت صعود نیاز داریم  را داخل کوله ها گذاشته  و سرپرست گروه به همراه سرپرستان دیگر استان ها  جهت هماهنگی به چادر ستاد میرویم . آقای جعفر زاده مسئول ستاد اولین سخنران بود که ضمن خوش آمد گویی به سرپرستان یاد آوری نمود که : صعود همه سرپرستان الزامی است ، سرپرستان مسئول افراد تحت نظر خود هستند  سپس آقای رجایی رئیس هیئت کوهنوردی آمل نکاتی در باب چگونگی  مسیر صعود ارائه نمود .

ساعت 30/10  صبح پس از مراسم افتتاحیه  با توکل به خدا بارگاه دوم را به سمت بارگاه سوم در ارتفاع 4200 متری ترک می کنیم . هوا ی عالی و خوب کوهستان نوید یک صعود دلنشین را می دهد . گروه  115 نفری امداد ونجات کوهستان از مسیر پایکوب شروع به حرکت می کند  جلودار گروه پیرمردی 74 ساله است که طی این 4 ماه 9 بار موفق به فتح قله دماوند شده است همراه گروه تعدادی پزشک نیز هستند تا از افراد مراقبت نمایند  همچنین 10 نفر از اعضای هیئت کوهنوردی آمل مجهز به بی سیم در بین کوهنوردان آرامش خاصی به گروه می بخشد . گروه در طول مسیر 3 بار و هر بار به مدت 10 دقیقه به استراحت می پردازد  قله کم کم در بین ابرها نقاب بر خود می کشد بسان معشوقی که رخ از عشاق خود پنهان می کند.

 با نمایان شدن بارگاه سوم بارش تگرگ آغاز می شود ، افراد به سرعت داخل پناهگاه کوچک می شوند وبرخی مانند گروه ما چادر بر پا می نمایند . بارش برف شور و شوق خاصی بوجود می آورد . همراهی باد با برف این شور وشوق را به نگرانی مبدل می سازد و افراد را مجبور میکند داخل چادر ها شوند تا از خیس شدن و سرما خوردن در امان باشند .

پس از غروب آفتاب و صرف شام کارشناسان صعود زمان حرکت به سمت قله را منوط به وضعیت جوی می دانند ، آخرین توصیه ها توسط ایشان به سرپرستان می شود و اسامی داوطلبان  صعود توسط سرپرستان به کارشناسان داده می شود . هیچ یک از افراد گروه چهار نفره ما حاضر به ماندن در بارگاه سوم نمی شوند و همگی مشتاقند تا در این صعود شرکت نمایند . چهار نفری داخل یک چادر کوچک در ابعاد 60/1 * 60/1 می شویم . باد، دانه های برف را چون تازیانه ای بر دیواره های چادر می کوبد ولی ما به امید یک روز آفتابی و خوب در میان کولاک و برف و سرما درون کیسه های خواب رفته ور به خواب می رویم .

سه شنبه 5/6/87

 روز موعود فرا می رسد . امروز مهمترین روز ما در دوران کوهنوردی می باشد ، صعود به بام ایران زمین ، صعود به زیباترین قله وبلندترین قله مخروطی شکل جهان .

 قرار بود ساعت 3 نیمه شب کیسه های خواب گرممان را جهت صعود به قله ترک می کنیم ولی وضعیت بد جوی این اجازه را نداد تا این که ساعت 5 صبح نوای حرکت به سوی قله به صدا درآمد هوا تاریک بود و به کمک نور هد لایت هایمان چهار نفری پشت سر هم همراه گروه ارتفاع 4200 متری را به امید فتح قله ترک می گوییم  .

پس از طی مسیری  نرسیده به آبشار یخی به استراحت می پردازیم هوا کم کم روشن می شود و سیاهی شب جای خود را به سپیدی روز می دهد . طلوع خورشید از این ارتفاع بسیار دیدنی و لذت بخش است که هر بیننده ای را به یاد بزرگی عظمت خداوند می اندازد . در این میان به یاد شعر زیبای استاد بهاردر مورد دماوند  می افتم :

ای کوه سپید پای در بند           ای گنبد گیتی ای دماوند ....

ساعت 45/8 است که از مقابل آبشار یخی که در فاصله ای 150 متری غرب ما واقع است می گذریم کم کم هوا ابری شده و مه تمام اطرافمان را می پوشاند عده ای به سمت بارگاه سوم باز می گردند کارشناسان و راهنمایان صعودمراقبت بیشتری به خرج می دهند . به علت قرار گرفتن در ارتفاع زیاد دچار سردرد و بی اشتهایی می شویم ، حالتی که انتظار ان را داشتیم .

 پس از عبور از شیب تند و نفس گیر به دودکش های گوگردی نزدیک می شویم . قبل از رسیدن به دود کش ها استراحتی می کنیم و ماسک های خود را می زنیم . به خاطر دور ماندن از گاز گوگرد بر خلاف جریان باد یعنی از سمت غرب دود کش ها عبور می کنیم و پس از 45 دقیقه سرانجام ساعت 30/11 صبح گروه موفق می شود پای بر مرتفع ترین قله ایران بنهد پس از در آغوش گرفتن یکدیگر سجده شکر به جای آورده و یاد تمامی اعضای گروه که امکان همراهیشان فراهم نبود را گرامی می داریم چرا که ایشان سهم بزرگی در این افتخار دارند .

 در این لحظه شعری از شاعر پر آوازه ی ایرانی "حضرت مولانا" به یادم آمد ، که می گوید :

 

ای دوست قبولم کن و جانم بستان

مستم کن و از هر دو جهـانم بستان

 

بــا هـر چـه دلـم قرار گـیـرد بـی تـو

آتـش به من انـدر زن و آنـم بستان...

 

پس از نیم ساعت توقف جلودار مسن ولی سرزنده گروه دستور بازگشت می دهد . قله را به امید این که سال آینده بتوانیم همراه دیگر دوستان صعود نماییم ، ترک می گوئیم . گروه با همان نظم خاص خود قله را به مقصد بارگاه سوم ترک می گوید و پس از سه بار استراحت سرانجام ساعت 30/3 بعد از ظهر در حالی که برف می بارد به بارگاه سوم می رسیم پس از خوردن اندکی ناهار و استراحت ساعت 5 بعد از ظهر به سمت بارگاه دوم به راه می افتیم . دیگر اختیار پاها دست خودمان نیست  به تلاش و کوشش فراوان ساعت 30/7 به بارگاه دوم می رسیم که با استقبال گرم مسئولان مواجه می شویم .

پس از استراحتی کوتاه وتعویض لباسها ونوشیدن چای گرم به سمت قرار گاه کوهنوردی پلور به راه می افتیم تا بتوانیم در مراسم اختتامیه شرکت نمائیم .

به قرار گاه پلور می رسیم در این جا هم از ما پذیرایی می شود . یک سالن بزرگ و زیبای سنگ نوردی با 9 اتاق جهت اسکان کوهنوردان ، مراسم با نظم خوبی شروع می شود و مسئولین محلی و کشوری از جمعیت هلال احمر در این مراسم شرکت دارند . گروه موسیقی سنتی نغمه با اجرای زیبای خود خستگی کوه را از تن ها می زداید .

در این مراسم آقای دکتر فلاح ریاست جمعیت هلال احمر شهرستان آمل به گزارش این صعود  پرداخت . سپس جناب دکتر اولادی معاونت امداد ونجات جمعیت هلال احمر استان مازندران سخنانی در باب امداد ونجات کوهستان ایراد نمود . حاج آقا ساداتی از جمعیت هلال احمر استان مازندران نیز سخنانی در باب کوه ها در قران و روز قیامت و همچنین تشابه کوهنوردی با استقامت در راه خدا ایراد کردند .ودر انتهای برنامه جناب آقای دکتر پرند معاونت محترم جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران به ایراد سخن در باب هلال احمر و امداد ونجات در کوهستان و اهمیت آن پرداختند . مراسم پس از صرف شام به پایان رسید و صبح روز چهارشنبه 6/6/87 تمامی گروه ها پس از دریافت تندیس بلورین یادواره ششمین صعود امداد گران کوهستان هلال احمر به استان های خود عزیمت نمودند .

 

 

نویسنده : عباس کوچه فاره : ۱:٠٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٧/٦/۱٠
Comments نظرات () لینک دائم