گروه کوهنوردی سرابان نطنز

گروه كوهنوردي سرابان نطنز در زمينه هاي كوهنوردي ، كوه گشت ، كوير نوردي ، غار نوردي و پياده روي فعاليت دارد

قله الوند همدان

گزارش سفر گروه کوهنوردی سرابان نطنز

به استان همدان و

 صعود به قله  3580  متری  الوند

 

این  سفر هم طبق برنامه سه ماهه گروه با هماهنگی های  آقایان عباس کوچه فاره     ( سرپرست) و سیدجعفر مرتضوی ( روابط عمومی ) آغاز شد.

محل تجمع افراد مقابل دفتر گروه بود.کلیه افراد تا ساعت 4:30 صبح پنجشنبه آماده و با نشاط و مجهز در محل تجمع حاضر شدند. سوار بر مینی بوس آقای رشید خدایاری ساعت 4:50 دقیقه نطنز را ترک می کنیم. هر چه پیشتر می رویم هوا روشنتر می شود . به نزدیکی قم که می رسیم خورشیدی زیبا و بزرگ  به رنگ خون دل عاشقان دیدار  به ما سلام می کند.

پس از حدود 5 ساعت به و ورود به استان همدان راهی علی صدر می شویم. ساعت 12 به محوطه غار علی صدر می رسیم. غار علی صدر بزرگترین غار آبی جهان است که در سال 1352 توسط تعدادی کوهنورد همدانی دهانه اش وسیع تر می شود. فاصله غار تا شهر همدان 70 کیلومتر است.

به تعداد نفرات بلیط تهیه می شود. نوبت ما حدود دو ساعت و نیم دیگر است ولی این زمان با صحبتی که با مسئول مربوطه کردیم این تاخیر به یکساعت کاهش پیدا کرد.

تا زمان بازدید از غار برسد گشتی در بازارچه می زنیم .چه سوغاتی های زیبای دارند: دم پایی های دست دوز ، کیف و سبد و ظروف حصیری ، گردن بندهای فانتزی ، گلدانهای سفالی که با نقوش کامپیوتری جلوه خاصی یافته اند.

زمان به سرعت سپری می شود و نوبت ما می رسد . به ترتیب وارد غار می شویم. ازدحام جمعیت کمی سرعتمان را کند می کند. ولی از لحظه ورود شور و شوق مبهمی وجودمان را گرفته است. دالان طویلی که با نور پردازی روشن شده است و صندلی هایی که در دو طرف دالان قرار دارند مارا به جلوتر دعوت می کنند. پس از طی مسیری در حدود 200 متر درون غار ، به محلی می رسیم که جریان آب شروع می شود.هر چهار نفر درون یک قایق سوار می شویم که البته هر سه قایق هم به هم متصل شده اند.متصدی قایق ها از ما می خواهد کسی برای پا زدن کمکش کند که در اینجا آقای امیر حسن کوچه فاره داوطلب می شود.

پس از مسقر شدن در قایق ها غار نوردی آغاز می شود.در طول مسیر متصدی قایقها مناظق و مناظر متنوع غار را معرفی می کند: دالانهای تو در تو و به نامهای مختلف: آزادی و ...

که درون هر دالان هم مجسمه های گوناگون شکل گرفته اند : کبوتر آزادی ، مار آزادی ، قایق وارونه ، پنجه عقاب.

آب سردی جریان دارد به سرمای زمستانهای نطنز و به زلالی اشک چشمان هر انسان آزاده !

با شوق زایدالوصفی به پیمودن غار ادامه می دهیم  تا اینکه به تالاری می رسیم که اینجا بلندترین ارتفاع و عمیق ترین عمق آب را دارد : ارتفاع از سطح آب تا سقف16 متر و عمق آب 14 متر !

به شدت مجذوب شگفتی های غار می شویم تا اینکه با صدای متصدی قایق ها به خودمان می آئیم که از حضورمان تشکر می کند و این یعنی پایان غارنوردی ما !

به سرعت سوار بر مینی بوس می شویم چون تا حدودی از برنامه پیش بینی شده عقب هستیم. رو سوی همدان می تازیم: همدان 75 کیلومتر .

وارد همدان می شویم. شهری سرسبز و زیبا گرچه امسال آبسال نیست ولی اینجا سبزی همه جا به چشم می خورد. در یک کلام آب و هوایش کمی از نطنز خنکتر است.

خوابگاه را پیدا می کنیم و پس از صرف ناهار در چادرهایی که از قبل رزرو شده اند مستقر می شویم.پس از استراحتی کوتاه و نماز ، به قصد بازدید اماکن دیدنی همدان حرکت می کنیم که متاسفانه به دلیل کمبود گازوئیل در سطح شهر مجبور به تغییر اندکی در برنامه می شویم.

با مینی بوس دیگری به سوی  آرامگاه بوعلی سینا ، پدر طب ایران و جهان حرکت می کنیم.به آرامگاه که می رسیم حسی نا شناخته دارم. چیزی شبیه دلتنگی. نمی دانم چرا؟

پس از خواندن فاتحه بر مزار این مرد بزرگ و  گشتی کوتاه و گرفتن چند عکس و فیلم یادبود، این مکان معنوی را ترک می کنیم .

شام را می خوریم و بعد از تهیه صبحانه و ضروریات کوه و آب معدنی برای صعود ، عازم خوابگاه می شویم و صبحانه بین افراد تقسیم می شود.صحبتهای نهایی انجام می شود .افراد در سه چادر پخش می شوند. قرار بیداری ساعت 4 صبح و صعود 4:30 تعیین می گردد.و در نهایت سر بر بالین آرامش می نهیم تا صبح دولتمان بدمد ... !

صبح با پلک بر هم زدنی از را می رسد : خنک و آرام و مبهم .

به سرعت چای مهیا می شود و با خوردن چند عدد خرما که برای صعود اولیه مفید است ، کوله ها را بر می داریم به سوی گنج نامه حرکت می کنیم.پس از 20 دقیقه به گنج نامه می رسیم.این مکان ابتدای صعود است.هواخنک است و تاریک . هنوز ستاره ها عشوه پراکنی می کنند.بی خبر از لحظه ای بعد که خورشید چه با نور افشانی شان می کند...

 

به هرکدام از نفرات گروه شماره ای اختصاص می یابد که آقای امیرحسن کوچه فاره پیشرو و مسعود حاجی زاده انتهای گروه قرار می گیرند.اکنون صعود آغاز می شود.آرام و با گامهای کوتاه با سرعتی متوسط به راه می افتیم. مسیر ابتدایی ماشین رو است با شبی 40 تا 45 درجه که برخی جاها تندتر می شود.یکساعت بعد زمانی که خورشید سرخ به رویمان چشم می گشاید جان پناه از دور نمایان می شود.کمی پایین تر از جان پناه نهر آبی زیبا با آبشاری کوچک زیبایی های منطقه را دوچندان می کند.موسیقی این صحنه چشم نواز صدای شرشر آبشار است که گوشمان را می نوازد.به جان پناه می رسیم. ارتفاع حدود 2200 متر است. نرسیده به جان پناه پیستهای دست ساز که مربوط به دوچرخه کوهستان است تعجبمان را بر می انگیزد. این شگفتی وقتی بیشتر می شود که چند جوان با دوچرخه هاشان با سرعت از بالا می آیند.

صدای بلندگو که دعای ندبه را پخش می کند خبر از سرزندگی و معنویت در دل کوه می دهد.جان پناه در محوطه ای باز و کم شیب با زمینی پوشیده از مخمل سبزه ساخته شده است.کمی آن طرفتر گله های گوسفند و گاو با چادرهای عشایر ما را یاد لطافت دهات می اندازد. کوهنوردان پر از نشاط و انرژی ، شلوغ و شوخ، با محبت و معرفت به دیگران خسته نباشید می گویند و خستگی اندک از تنشان می زدایند.ساعت 7 صبح را نشان می دهد.بساط صبحانه چیده می شود.با آب جوشی که دوستان مان در پایگاه امداد کوهستان هلال احمر میهمانمان کرده اند چای تهیه می شود.در مدت 30 دقیقه هم صرف صبحانه صورت می گیرد هم بازیابی انرژی انجام می شود.قرار ادامه حرکت و صعود دسته جمعی به قله ساعت 8:15 دقیقه است.کوله ها بر دوش و به همان نظم و ترتیب راهمان ادامه می یابد.از اینجا تا جان پناه دوم حدود 500 متی بیش نیست.بدون توقف از کنارش عبور می کنیم.نویدبخش صعودمان دل گرمی دیگر کوهنوردان است. سه ساعت که کوهپیمایی می کنیم ، قله رخ می نماید و با ناز و کرشمه هایش دل از هر کوهنوردی می رباید.اینجا شوری مهار ناشدنی گروه را دربرمی گیرد .اگر بخواهیم طبق مسیر مشخص شده حرکت کنیم دو ساعتی راه داریم تا قله. ولی به پیشنهاد سرپرست آقای امیرحسن کوچه فاره راه را میانبر می زنیم و به اصطلاح مسیر را قیچی می کنیم. هر چه باشد گروه ما باید همیشه متفاوت باشد.فاصله دو ساعته تا قله را نیم ساعته می پیماییم.از 100 متری قله گروهی را می بینیم که در اوج قله به دف نوازی مشغولند و خستگی از تن خود و دیگران به در می کنند. باز هم  به بالاتر می رویم ساعت یازده صبح را نشان می دهد:

اینجاست اوج الوند، بلندترین نقطه استان همدان. اینجا که بایستی تمام استان زیبای همدان زیر پایت است.حسی غریب و گنگ هوش از سرم می برد. اینجا هیچ آلایشی مزاحم نزدیکی من و خدای دوست داشتنی من نیست. اینجا خدا را جوری دیگر می توان لمس کرد و در آغوشش آرام گرفت. بار پروردگارا ما را دریاب !

پس از رفع خستگی و تهیه عکس و فیلم ،  مسیر بازگشت را در پی می گیریم. ساعتی که به سمت پایین می آییم به حوضچه آبی می رسیم که باریکه ای آب جریان دارد. نامش حوض نبی است.

بازهم به سرعتی متوسط پایین می آییم.از قله تا جان پناه را یکساعت و نیم می پیماییم.استراحتی 20 دقیقه ای می کنیم.به سراغ گرفتن حکم صعود می رویم.آدرس و هزینه اش را می دهیم.تا هفته آینده وعده رسیدن احکام را می دهند. اینجا مسیر چهر هاش تغییر می کند. مسیر ماشین رو است و شیب کمتری دارد.گروه در کنار هم ساعت 2:15 شروع به پایین رفتن می کند.گنج نامه را می توان از بالا دید. سر سبزو پیچ در پیچ .گام به گام نزدیکتر و بزرگتر می شود.ساعت 3:30 دقیقه بعد از ظهر به پاین مسیر صعود می رسیم.

سوار بر مینی بوس گرچه خسته ولی با نشاطی براه می افتیم که اگر می خواهید این نشاط را درک کنید باید خو از نزدیک ببینیدش.ساعت 5 بعد از ظهر از همدان خارج می شویم و فقط خاطرات سبزش را با خود می آوریم. لازم است یادآوری کنم که در طول سفر دو روزه تماس های پی در پی و متصل دوستان مان از نطنز که مارا حمایت روانی می کردند ، به یادمان می آورد که در دنیا گوهری ارزشمندتر از دوست خوب نیست.بچه های اصلی گروه به دلیل اینکه سه روز قبل صعودی افتخار آمیز به قله رفیع دماوند داشتند نتوانستند ما را همراهی کنند. جای همه شان نزد ما در تمام لحظات سفر خالی بود.

مینی بوس به سرعت مسیر را کوتاهتر و کوتاهتر می کند:  ملایر ، اراک ، قم ، کاشان و بالاخره نطنز . ساعت 1:15 صبح شنبه 9/6/1387  پایان سفر به یادماندنی به استان همدان.

نفرات شرکت کننده در این برنامه :

آقایان :

  سیدعباس میرمحمدعلی                      محمدرضا وشاق              حسین وشاق

  حاج محمد وشاق                              سعید وشاق                    کامران کنزی

  مهران یاسری                               حسین خدایاری               مسعود حاجی زاده

  امیرحسن کوچه فاره

 

خانم ها :

  آمنه وشاق                                       زهرا مزرعتی                  ریحانه حقیقی  

   و  با تشکر از  راننده مینی بوس  :

  آقای رشید خدایاری .       

نویسنده : عباس کوچه فاره : ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٧/٦/۱٠
Comments نظرات () لینک دائم