صعود شبانه به قله کرکس
آ خرین برنامه تابستانی گروه که مقارن شده بود با ماه مبارک رمضان ، صعود شبانه به قله کرکس است .
قرار است شروع برنامه ساعت 30/18 روز پنج شنبه 21/6/87 باشد .
ظهر پنج شنبه هوا بارانی ، آسمان ابری همراه با باد شدید ، قطرات باران زمین را خیس کرده و بر طراوت هوا افزوده است برخی افراد جهت صعود دچار تردید می شوند ولی برنامه تعطیل نمی شود . ساعت 30/18 سوار بر مینی بوس می شویم علاوه بر 15 نفر از آقایان 6 نفر از کمیته بانوان در این صعود ما را همراهی می کنند . از مجموع این افراد 10 نفر برای اولین بار پای در کوه کرکس می گذارند و این مسئولیت ما را دو چندان می کند . مینی بوس به همراه وانت پس از عبور از روستای طار به سوی لیاسن حرکت می کند . ساعت 40/19 است مقدار ی راه تا لیاسن مانده است در کنار نور مینی بوس و در سکوت کوهستان سفره های افطار را می گسترانیم تا یکبار در کنار آرامش و صلابت کوهستان روزه خود را گشوده باشیم . پس از صرف افطار به سمت لیاسن حرکت می کنیم . ساعت 30/21 در حالی که مهتاب سایه به سایه در کنار ما هست در یک صف منظم به سوی پناهگاه به راه می افتیم پس از دو بار توقف و استراحت ساعت 30/22 به پناهگاه رسیده و مشغول اقامه نماز می شویم . همه اتاق ها شلوغ است آقای حوض ماهی مسئول پناهگاه لطف کرده و اتاقی جهت استراحت بانوان گروه در اختیار آنان قرار می دهد . پنج نفر جهت صعود به قله اعلام آمادگی می نمایند ساعت 23 است پس از برداشتن کوله های خود به سمت قله به راه می افتیم پس از طی مسیری گروهی از خمینی شهر را مشاهده می نمائیم که در حال پایین آمدن از قله هستند پس از هوش و بشی با انان به مسیر خود ادامه می دهیم . هوا کم کم سرد می شود ساعت یک نیمه شب را نشان می دهد که به بلندای قله کرکس می رسیم ، این جا حال و هوای دیگریست و در سکوت کوهستان به تماشای روستا ها وشهر های اطراف می پردازیم که نور چراغ ها از دور سو سو می زنند .
پس از توقفی کوتاه راه باز گشت پیش می گیریم و از مسیر شن اسکی به سمت پناهگاه به راه می افتیم . سریع پایین آمده و پس از استراحتی به اتفاق بقیه دوستان ، پناهگاه را ترک می نماییم . ساعت 3 نیمه شب کنار مینی بوس می رسیم مهتاب رخ خود را در پس صخره های سر به فلک کشیده پنهان نموده و به ستارگان زیبای کهکشان اجازه خود نمایی می دهد ، به تماشای آسمان زیبا می نشینیم در سیاهی مطلق شب ستاره های کوچک با نور های ضعیف خود مار ار به یاد خالق این همه زیبایی می اندازد .
سوار بر مینی بوس شده تا بار دیگر خاطرات زیبای در کنار هم بودن را تجربه نمائیم . مینی بوس پس از طی جاده های خاکی و پر پیچ و خم بالاخره ساعت 45/4 صبح به نطنز رسیده تا اعضای گروه بتوانند سحر را در کنار خانواده هایشان باشند .
به این ترتیب برنامه های تابستان گروه با یک دنیا خاطره ، سختی ، لذت و موفقیت به پایان می رسد .

نظرات ()
|
نظرات ()