قله کرکس- میلاد امام رضا (ع)

جمعه 88/8/8 به مناسبت میلاد هشتمین اختر آسمان امامت و ولایت حضرت علی بن موسی الرضا (ع)  قله 3895 متری کرکس در حالی که سفید پوش بود توسط گروه کوهنوردی سرابان نطنز فتح شد .

صعود از ساعت 6 صبح از مرغداری کشه آغاز و پس از صرف صبحانه در پناهگاه ، ساعت 9 حرکت به سمت قله آغاز گشت پس از طی مسیری کوتاه برف زمین راسفید پوش کرده بود ،با شور و شعف خاصی از روی برف ها عبور می کردیم تا این که ساعت 11 همه اعضای گروه موفق به صعود شده و پس از شکر خداوند  صلوات خاصه امام هشتم را زمزمه نموده و پس از صرف چای به سمت پناهگاه و مرغداری حرکت نمودیم .


 

/ 8 نظر / 10 بازدید
زند

به نام خدا 1-از طرقرود که به طرف کرکس می رویم در بالاترین محلی که خودرو پارک می شود تا قله کرکس را چند ساعته می شود طی کرد؟ 2- آیا کسانی که کوهنوردی نیمه سنگین را انجام داده اند می توانند از مسیر طرق به قله کرکس صعود نمایند؟

محمد

سلام من چندسالی نطنز کار میکردم خدمت همه دوستان عرض ارادت دارم اگر قصد صعود به مارشنان داشتین در خدمتم موفق باشین

قوام الدین ادیب

با سلام و خسته نباشید. سرشک همسایه سرابان است . مطلبی با عنوان " زادگاه من سرشک " در وبلاگ " گنجینه قوام "

مسعود حاجي زاده

سلام.عزيزان من خيلي دلم سوخت.ولي بخدا دو هفته است درد شديد قبلي كه از ناحيه پاشنه آشيلم بود برگشته.حيف ف ف ف.راستي پنجشنبه بيايد كانون.خالي از لطف نيست.مثل همه نطنزيافكر نكنيد.باييييي

مسعود حاجي زاده

گرگ مرگ خواب دیدم دربیابان نیمه شب من هراسان مانده بودم در عجب دور و بر تاریک و یکسر سوت و کور زندگی یک جور دیگر در عبور در خیال خام خود دل بود غرق نی صدایی نی نوا از غرب و شرق ناگهان شب نور بر من هدیه داد شد دلم یک مرتبه خندان و شاد چون که نزدیکم شد آمد سوی من ایستاد قلبم ز ترس خشکید تن من چه خام اندیشه کردم وای وای این زمان خواهم بگریم های های آمد ایستاد روبرو یک گرگ و گفت (( یافتم قوت فراوان مفت مفت )) (( ای خدا چون شکر تو اینک کنم)) ((کی توانم در مرامت شک کنم)) تا که خواست او حمله ور سویم شود تا ابد او ساکن کویم شود گفتمش لختی درنگ ای نا رفیق حرفها دارم تو بشنو بس دقیق ابتدابشکاف تو این سینه ام پاره کن این سینه بی کینه ام دست کن قلبم برون آر از قفس تا رها گردد دو صد غم بانفس زانکه عمری بود حبس و دم نزد حرفی از تنهایی روحم نزد بعد هم این چشمهایم کور کن دیده هایم از سر من دور کن چون ندیدند آنچه باید دیدشان زشت ها رادیده اند درعمرشان گوش من بنما جدا از جای خود از خداحافظ شنید

مسعود حاجي زاده

ادامه شعرم اينجاست...: گوش من بنما جدا از جای خود از خداحافظ شنید و غم نخورد دستم از جا بر کن دورش فکن کار ها را می توان کرد و نکرد پای من بر سنگ کوب و خرد کن استخوان هایم یکایک ترد کن جای هایی رفته او بس ناروا ثبت گشته رد پایش هر کجا همچنان می گفتم او هم می شنید تا که سر رفت کاسه صبرش شدید گرگ رفت و گفت لعنت بر تو مرد این نباشد زندگی لبریز درد این هیاهوها همه شد بی جواب تا که با وحشت پریدم من زخواب شاد گشتم زان که این کابوس بود دور کردم اضطرابم زود زود غرق در شادی شدم من آن زمان یادم آمد صحبت گرگ ناگهان گفت دور (( افتاده )) ای از زندگی هست بختت تار نامش بردگی

عرفان فکری

با سلام و عرض ارادت "کشف بزرگترین غار دنیا در ویتنام" آخرین مطلبیه که ترجمه کردم. به نظرم جالبه اگه یه نیگاه بهش بکنین.

قوام الدین ادیب

" حاجی شدن " عنوان شعری است بمناسبت فرا رسیدن ماه ذی الحجه در " گنجینه قوام " بازدید فرمائید .